آخرالزمان‌گرایی[1]  

مقدمه: «آخر الزمان گرایی» یکی از فراگیرترین پدیده‌های دینی، سیاسی و فرهنگی جهان است. تقریباً همه تمدن‌ها نوعی تصور از: پایان جهان، نبرد نهایی، فروپاشی نظم موجود، ظهور منجی و آغاز عصری نو و آرمانی داشته و دارند. اما «انواع آخرالزمان‌گرایی» از نظر منشأ، اهداف، روش‌ها و پیامدها بسیار متفاوت‌اند. ما در این مقاله به موضوع آخرالزمان و تکلیف مومنان در آن عصر می پردازیم.

تعریف:

اگر آخرالزمان‌گرایی را معادل باور به نزدیک بودن تحولی عظیم و نهایی در تاریخ که با بحران، داوری، ظهور منجی یا شکل‌گیری نظم جدید بدانیم. این پدیده می‌تواند: دینی، سیاسی، ایدئولوژیک، تکنولوژیک، یا حتی زیست‌محیطی باشد.

شباهت‌های مشترک انواع آخرالزمان‌گرایی در برخی از نحله های مهم فکری عبارتند از:  

  1. ویژگی  اصلی،  پایان تاریخ با اراده الهی
  2. بحران نهایی، جهان در آستانه فاجعه است
  3. منجی،    فرد یا نیروی نجات‌بخش  مانند: مهدی/مسیح
  4. دشمن مطلق، شر بزرگ یا فساد نهایی
  5. وعده، نظم جدید  جهان پس از بحران
  6. تکلیف اضطراری برای مکلفین، اکنون آخرین فرصت
  7. روش غالب برای تحقق اهداف، خشونت، جنگ و کشتار برای نابودی دیگری

تحلیل قرآنی

قرآن اصل «پایان تاریخ» و «داوری نهایی» را می‌پذیرد، ولی آن را تحت عنوان ساعت یا قیامت معرفی می نماید، ساعت چند ویژگی مهم دارد که عبارتند از:

۱. نفی تعیین زمان برای ساعت: يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ، (ای رسول ما) از تو احوال و ساعت قیامت را سئوال خواهند کرد که چه وقت فراخواهد رسید؟ پاسخ آن که علم آن منحصرا نزد ربّ و خدای من است، کسی به جز او آن را به هنگامش آشکار نکند[2] ؛

۲. مخالفت با ترس‌افکنی دائمی: فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ[3] ؛

۳. تأکید بر اصلاح رفتاری و اخلاقی: إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ[4] ؛

۴. نفی مطلق تقدیس قدرت، قرآن حتی پیامبران را نیز قابل نقد و انسانی معرفی می‌کند[5].

نتیجه آن که قرآن اشاره مستقیمی به آخر الزمان و تکالیف آن برای مومنان ندارد. آنچه برای آینده مورد تاکید است دو چیز است:

1 – آینده ای مملو از عدل و نصرت برای همگان به ویژه نوید بخش برای مستضعفین که می تواند در قالب واپسین گاه دنیا، به ویژه به حیات اخروی تعبیر بشود؛

2 – حیات اخروی جاویدان یا آخرت با فصل الخطابی پروردگار عالمیان است.

در مجموع دو قرائت متفاوت از آخر الزمان وجود دارد:

1 – وظیفه مومنین تنها اخلاقی ـ اصلاحی برای نزدیک شدن به عدالت است و مسئولیت دیگری ندارند.

2 – وظیفه مومنین در اسلام رادیکال و سیاسی، بحران‌سازی برای تسریع ظهور یا انجام وظایف آخر الزمانی مثل تسویه زمین از شریران است.

آخرالزمان‌گرایی در شرایع ابراهیمی (به تفکیک شرایع) عبارتند از:

الف) یهودیت: در یهودیت، آخرالزمان با: هور «ماشیح»، بازگشت تبعیدیان، بازسازی معبد و عصر صلح پیوند دارد.

برخی جریان‌های صهیونیسم دینی، تشکیل دولت را مقدمه عصر موعود می‌دانند.

ب) مسیحیت انجیلی: در بخشی از مسیحیت انجیلی: جنگ آرماگدون، بازگشت مسیح، نبرد نهایی خیر و شر بسیار مهم است. ویژگی‌ها:

  1. حمایت شدید از اسرائیل
  2. انتظار جنگ بزرگ خاورمیانه
  3. تفسیر سیاسی کتاب مکاشفه

ج) آخرالزمان‌گرایی اسلامی – شیعی: در تشیع ظهور مهدی، گسترش عدالت، مبارزه با ظلم و اصلاح جهان دال مرکزی است .

انواع آخر الزمان گرایی:

آخرالزمان‌گرایی سیاسی

در این نوع از آخر الزمان گرایی، رهبر سیاسی نقش منجی می‌گیرد، جامعه در آستانه نابودی تصویر شده و دشمن مطلق ساخته می‌شود. برای نمونه: فاشیسم، نازیسم، استالینیسم و برخی پوپولیسم‌های مدرن، همگی بر: بحران دائمی، ترس عمومی، دوگانه خیر و شر، رهبر نجات‌بخش و تولید تکلیف برای گروندگان تاکید دارند.

 آخرالزمان‌گرایی تکنولوژیک

در جهان مدرن، برخی آینده‌گرایان معتقدند: هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و تکینکی فناوری باعث «پایان انسان فعلی» خواهد شد. در این رویکرد نجات نه از طریق خدا، بلکه از طریق فناوری خواهد بود.

آخرالزمان‌گرایی زیست‌محیطی

برخی جریان‌های محیط‌زیستی معتقدند: تمدن صنعتی زمین را نابود می‌کند، بحران اقلیمی پایان تمدن فعلی است. ویژگی‌ها این دیدگاه عبارتند از: هشدار دائمی، اضطرار جهانی و اخلاق مصرف.

حیات آرمانی در پرتو پیروزی حق (در اسلام):

و نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثین[6] .

هُوَ الَّذیِ اَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیُـظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّها، او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند[7].

یاداوری: از آیات استنادی هیچ استباط قابل اتکاء و بدون تکلفی مبنی بر حتمیت و قطعیت آخر الزمانی، قابل برداشت نیست. کسانی که برداشت های خاص دارند بیشتر متکی به روایات است.

سه رویکرد متفاوت در آخرالزمان گرایی:

  1. نظریه پیروزی جبهه حق بر باطل به شرط مبارزه (جهاد) محقق می شود.

معنا و مفهوم نظریه:

  1. جنگ دائمی حق و باطل بدون دستوری صریح از قرآن
  2. تحمیل حق و تحمیل ایمان به دیگران
  3. گرفتار آمدن در دام قرائت‌های افراطی از دین.
  4. نابودی بسیاری از مردمان در اثر رقابت های بی معنا برای آخر الزمان
  5. پیروزی جبهه حق بر باطل با برتری علمی، اقتصادی، تکنولوژیک و فرهیختگی مسلمان ها محقق می شود. معنا و مفهوم نظریه:
  6. اتکاء به قدرت نرم به جای بکارگیری مولفه های قدرت سخت برای اثبات میدانی برتری حق بر باطل؛
  7. نمود سازگاری دین و دنیا و امکان زیست مومنانه ی بدون عسرت در آن؛
  8. پیشرفت علمی و عملی انسان ها رخداد آخر الزمان را به اذن خداوند رقم می زنند؛
  9. جلو گیری از کشتارهای وسیع در تنازعات دینی.
  10. پیروزی حق بر باطل و استخلاف مومنین، اصولا، در برپایی قیامت کبری ممکن است.

3 . پیروزی حق بر باطل و استخلاف مومنین، بر خلاف نظریه های اول و دوم در عرصه قیامت و به اذن الهی اتفاق می افتد؛

  1. عمومیت و شمولیت نظریه پیروزی حق بر باطل و استخلاف تنها می تواند در حیات اخروی مومنین تامین شود؛
  2. سوره مومنون در آیات 1 – 10 دقیقا و به طور واضح، این عمومیت و شمولیت را برای مومین متصف به اوصاف ذکر شده را تامین می نماید.
  3. این نظریه مومنین را فاقد هر گونه وظیفه صریح برای ظهور، در پیشا ظهور احتمالی می داند. 
  4. البته این نظریه منعی برای تحقق پیروزی نهایی در پایان تاریخ قائل نیست، ولی مومنین همواره شایسته است تا نقش اصلاح گری خود را و نیز  عدم تبعیت خویش را از فساد مفسدین و شیاطین ایفا نمایند.

یادآوری 1: فرد می تواند مومن و مسلم باشد ولی نسبت به هر گونه وظیفه آخرالزمانی بی اعتنا باشد. در این صورت، به اسلام و ایمان او لطمه ای نمی خورد.

یادآوری 2 : پیروزی حق بر باطل زمان مشخصی ندارد، به اراده خدا مربوط است و ممکن است این در پایان تاریخ و یا اصولا، در آخرت رخ دهد.

یادآوری 3 : فریب های مکرری در طول تاریخ به بهانه فرارسیدن آخرالزمان یا نزدیک بودن آن شکل گرفته و کشتارها و ضلالت ها و زیان های بسیاری به وجود آید که باید مراقب بود و این یکی از ابزارهای قدرتمند اسلام سیاسی رایج است..

نتیجه آن که، باور به امام زمان و نزدیک شدن به آن هیچ تکلیفی را متوجه مسلمین نمی کند. به طوری که عدم باور بدان نیز لطمه ای به ایمان و مُسلم بودن و یا حتی به دوستدار امام زمان بودن نمی زند.  

از منظر قرآنی، راه برون‌رفت از وضعیت آخر الزمانی رادیکال عبارتند از:

رفتار آخر الزمانی

«رفتار آخرالزمانی» به مجموعه‌ای از کنش‌ها، نگرش‌ها و الگوهای روانی ـ اجتماعی گفته می‌شود که افراد یا جوامع در شرایط احساس بحران بزرگ، فروپاشی نظم موجود، یا انتظار دگرگونی بنیادین از خود نشان می‌دهند. این مفهوم هم در ادیان و هم در جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و علوم سیاسی بررسی شده است. در برخی از برداشت های اسلامی نیز «فتنه»، «آشوب»، «واژگونی ارزش‌ها» و «استعجال در نجات» از نشانه‌های چنین وضعیت‌هایی تلقی شده‌اند.

 علل پیدایش رفتار آخرالزمانی

الف) بحران‌های شدید اجتماعی و تمدنی

وقتی جامعه دچار ناامنی، فساد، جنگ، شکاف طبقاتی یا فروپاشی اعتماد عمومی می‌شود، انسان‌ها احساس می‌کنند جهان به پایان خود نزدیک شده است.

ب) ناامیدی تاریخی

وقتی مردم راه‌حل‌های عادی را ناکارآمد می‌بینند، به «رخداد نجات‌بخش بزرگ» پناه می‌برند؛ مانند ظهور منجی، انقلاب مطلق یا فروپاشی کامل نظم موجود.

در روان‌شناسی اجتماعی، این حالت با «escape from uncertainty» توضیح داده می‌شود؛ یعنی فرار از ابهام از طریق پناه بردن به روایت‌های قطعی گونه.

ج) فروپاشی معنا

در دوران مدرن یا بحران‌های ایدئولوژیک، انسان ممکن است احساس کند ارزش‌های گذشته دیگر کار نمی‌کنند. نتیجه این رخداد می‌تواند گرایش به: رادیکالیسم دینی، عرفان‌های نجات‌بخش، تئوری‌های توطئه و منجی‌گرایی سیاسی باشد.

د) استفاده سیاسی از آخرالزمان

قدرت‌های سیاسی تمرکز گرا و ایدئولوژیک گاهی از آخرالزمان گرایی برای: بسیج توده‌ها، حذف مخالفان، مشروعیت‌بخشی به خشونت و تعلیق عقلانیت استفاده می‌کنند. می توان برخی از نمونه های تاریخی را مورد اشاره قرار داد: جنگ‌های صلیبی، برخی قرائت‌های افراطی مهدویت، جنبش‌های آپوکالیپتیک معاصر از این قبیل هستند.

هـ) برداشت‌های سطحی و احساسی از متون دینی

وقتی دین از اخلاق و عقلانیت جدا شود و صرفاً به پیشگویی‌های هراس‌آلود تقلیل یابد، رفتار آخرالزمانی تقویت می‌شود.

تحلیل ویژگی‌های رفتار آخرالزمانی

الف) دوگانه‌سازی شدید

جهان به دو قطب مطلق تقسیم می‌شود: خیر مطلق / شر مطلق، مؤمن کامل/ دشمن کامل. در این فضا، پیچیدگی‌های انسانی حذف می‌شوند.

ب) اضطراب و ترس دائمی

افراد دائماً در انتظار: جنگ نهایی، فروپاشی و خیانت بزرگ قرار دارند و به آن ها یاد آوری می شود: ظهور نزدیک است! این وضعیت معمولاً با انتشار شایعات و اخبار هیجانی همراه است.

ج) کاهش عقلانیت انتقادی

رفتار آخرالزمانی معمولاً تحلیل عقلانی را تضعیف می‌کند، احساسات را جایگزین استدلال می‌سازد و اطاعت هیجانی را افزایش می‌دهد. این در حالی است که قرآن بارها دعوت به تعقل می‌کند: أَفَلَا تَعْقِلُونَ[9]، تکرارشونده در آیات متعدد.

د) تقدیس خشونت

در برخی اشکال افراطی، خشونت به‌عنوان ابزار «پاکسازی جهان» توجیه می‌شود، این یکی از خطرناک‌ترین ابعاد رفتار آخرالزمانی است. در مقابل، قرآن اصل را بر عدالت و اصلاح می‌گذارد: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ[10].

هـ) شتاب برای تحقق وعده‌ها

رفتار آخرالزمانی معمولاً صبر تاریخی ندارد و می‌خواهد «تاریخ را به زور جلو ببرد». در نتیجه: افراط‌گرایی، انقلاب دائمی، یا خشونت نجات‌بخش پدید می‌آید.

و) گسترش تئوری توطئه

در چنین فضاهایی همه‌چیز به «دشمن پنهان» نسبت داده می‌شود و تحلیل ساختاری جامعه کاهش می‌یابد.

ز) قهرمان‌گرایی افراطی

رهبر یا منجی، فراتر از نقد قرار می‌گیرد و نوعی «قداست سیاسی» شکل می‌گیرد. این پدیده معمولاً با: شخصیت‌پرستی، حذف نهادها و تضعیف عقل جمعی همراه است.

ویژگی مهم نگاه قرآنی به آخر الزمان گرایی:

آینده باز است، انسان مسئول است و فساد تاریخی قطعی الوقوع و جبرآلود نیست.

جدول شماره 1 – تفاوت «زیست مؤمنانه» و «رفتار آخرالزمانی»

زیست مؤمنانه قرآنیامید فعالاصلاح تدریجیعقلانیتضرورت تحقق عدالتنقدپذیریصبر تاریخینفی هر گونه تکلیف عملیاخلاق
رفتار آخرالزمانیترس فراگیرانتظار انفجاریهیجان‌ زدگیحذف دشمنتقدس قدرتشتاب ‌زدگیتکلیف سازی برای پیرواننفرت‌سازی  

اصولا، آخرالزمان‌گرایی در سنت اسلامی بر مجموعه‌ای از آیات قرآن و روایات استوار شده است؛ اما میان «نگاه قرآنی به آینده تاریخ» و «آخرالزمان‌گرایی هیجانی و هراس‌آلود» تفاوت مهمی وجود دارد. قرآن بیشتر بر مسئولیت اخلاقی و اصلاح اجتماعی تأکید می‌کند، در حالی که بخشی از ادبیات روایی متأخر به نشانه‌های آخرالزمان، فتنه‌ها و ظهور منجی پرداخته است.

۱. استنادات قرآنی مرتبط با آخرالزمان

الف) گسترش فساد و بحران تاریخی: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ..» فساد در خشکی و دریا به سبب اعمال مردم آشکار شد[11]. این آیه از مهم‌ترین مستندات قرآنی برای تحلیل بحران‌های تمدنی و اخلاقی است که در ادبیات آخرالزمانی مورد استناد قرار می‌گیرد.

۲.  دو دسته متفاوت از مهم‌ترین احادیث آخرالزمانی

احادیث دسته اول:

الف) حدیث «پر شدن زمین از ظلم» از مشهورترین روایات مهدویت: مْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا[12] . زمین را از عدالت و داد پر می‌کند همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.

ب) حدیث گسترش فتنه‌ها، پیامبر اسلام:«ستكون فتن كقطع الليل المظلم» فتنه‌هایی خواهد آمد مانند پاره‌های شب تاریک[13].

ج) حدیث وارونگی ارزش‌ها، يُصَدَّقُ الْكَاذِبُ وَيُكَذَّبُ الصَّادِقُ، دروغگو تصدیق و راستگو تکذیب می‌شود. به بحران معرفتی و اخلاقی آخرالزمان اشاره دارد[14].

د) حدیث غربت دین، بدأ الإسلام غريبًا وسيعود غريبًا، اسلام غریب آغاز شد و دوباره غریب خواهد شد[15].

هـ) احادیث نشانه‌های آخرالزمان

در منابع روایی، نشانه‌هایی مانند: گسترش ظلم، جنگ‌های فراگیر، فساد اخلاقی، دنیاطلبی عالمان، کاهش اعتماد اجتماعی، و آشوب سیاسی ذکر شده‌اند[16].

نقد دسته اول روایات و اثبات رویکردی متضاد:

  1. این دسته از احادیث انسان را به سوی نا امیدی و انفعال و در نهایت به سمت دین مسلح و بنیادگرایی بی مهار سوق می دهد؛
  2. این دسته از احادیث، پاسخی برای احادیت خلاف خود که مدعی رشد و بلوغ انسان هاست، ندارند.

تکالیف استنباطی از دسته اول روایات:

  1. محتاط بودن در راه دینداری و شریعت و جدا سازی ارزش های حقیقی از ارزش های ساختگی؛
  2. تلاش برای عبور از وضعیت بحرانی پیشا ظهور و نه مستهلک شدن یا هضم شدن در آن ها؛
  3. تلاش برای مصون نگهداشتن خود از فتنه ها.

روایات نوع دوم :

دسته دیگری از روایات اما، روایتگری دیگری از آخر الزمان دارند. در منابع اسلامی ـ به‌ویژه روایات شیعی ـ مجموعه‌ای از احادیث درباره «گسترش علم»، «رشد عقل»، «بلوغ معرفتی انسان» و «تحول آگاهی» در عصر ظهور و آخرالزمان وجود دارد. این روایات، آخرالزمان را فقط عصر جنگ و آشوب نمی‌بینند، بلکه آن را دوران: شکوفایی عقل، توسعه دانش، گسترش فهم انسانی و بلوغ اخلاقی و اجتماعی نیز معرفی می‌کنند[17]؛ نمونه ها عبارتند از:

۱. روایت مشهور «۲۷ حرف علم» یکی از معروف‌ترین روایات در این زمینه از نقل شده است:

العِلمُ سَبعةٌ وَعِشرونَ حَرفاً، فجميعُ ما جاءَت بهِ الرُّسُلُ حَرفانِ، فلم يَعرِفِ الناسُ حتّى اليومِ غيرَ الحَرفَينِ، فإذا قامَ قائمُنا أخرجَ الخمسةَ والعشرينَ حرفاً فبثَّها في الناسِ، علم ۲۷ بخش است. همه آنچه پیامبران آورده‌اند دو بخش آن بوده است و مردم تا امروز جز آن دو را نشناخته‌اند. هنگامی که قائم ما قیام کند، ۲۵ بخش دیگر را آشکار می‌کند و در میان مردم گسترش می‌دهد[18]. این حدیث چند نکته مهم دارد:

توضیح: علم و دانش بشری همواره در حال گسترش است، وحی ضد علم نیست عصر ظهور با انفجار دانایی همراه است عقلانیت رشد می‌کند انسان ظرفیت فهم بیشتری پیدا می‌کند آینده‌گرایی نگاه اسلامی صرفاً نوستالژیک نیست. بسیاری از متفکران معاصر این روایت را نشانه: توسعه تمدنی، رشد فناوری و تکامل معرفتی بشر دانسته‌اند.

۲. روایت «تکامل عقل‌ها»

نقل شده است: إذا قامَ قائمُنا وَضَعَ اللهُ يدَهُ على رؤوسِ العبادِ، فجمعَ بها عقولَهم وكَمُلَت به أحلامُهم، وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست رحمت خود را بر سر بندگان می‌نهد و عقل‌های آنان را جمع و کامل می‌کند[19]. این روایت از: بلوغ عقل جمعی، کاهش پراکندگی فکری، رشد فهم اجتماعی و ارتقای اخلاق عمومی سخن می‌گوید. برخی اندیشمندان آن را به: رشد ارتباطات انسانی، همگرایی معرفتی و افزایش خرد جمعی تفسیر کرده‌اند.

۳. روایت گسترش عدالت و دانش، نقل شده است: تُخرِجُ الأرضُ أفالِذَ كَبِدِها، وتُلقِي إليهِ سِلماً مقاليدَها، زمین گنج‌ها و ظرفیت‌های نهفته خود را آشکار می‌کند[20] . برخی این روایت را ناظر به: شکوفایی منابع، پیشرفت فناوری و آشکار شدن ظرفیت‌های طبیعت دانسته‌اند.

۴. روایات سرعت ارتباطات و آگاهی، در برخی روایات آمده است که در عصر ظهور: مؤمن در شرق، برادر خود را در غرب می‌بیند، مردم صدای امام را هم‌زمان می‌شنوند. نمونه: يَسمَعُهُم وهم في مَنازِلِهم، برخی مفسران معاصر این روایات را با: رسانه‌های جهانی، اینترنت، ارتباطات دیجیتال و فناوری‌های نو مقایسه کرده‌اند.

۵. نگاه تمدنی به آخرالزمان در اسلام، این بخش از روایات چند پیام مهم دارند:

۱. دین ضد دانش نیست. روایات، آینده بشر را همراه با انفجار دانایی می‌بینند.

۲. رشد انسان تدریجی است. انسان ظرفیت‌های ناشناخته‌ای دارد که در تاریخ شکوفا می‌شود.

۳. عقلانیت بخشی از نجات است. نجات فقط معجزه نیست؛ بلکه رشد فهم و آگاهی نیز هست. نگاه قرآنی نیز بر گسترش آگاهی و تعقل تأکید می‌کند:

الف) دعوت به افزایش علم، وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا[21].

ب) برتری دانایی، هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[22] .

ج) حرکت تاریخ به سوی بلوغ بشر است : لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ[23] .

۴- نقد قرآنی بر روایتگری آخرالزمان‌گرایی افراطی

الف – قرآن چند بار با «شتاب برای پایان تاریخ» مخالفت می‌کند: فَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ[24] و یا بیان می دارد: وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ[25]

ب – از نگاه قرآن انسان موظف به اصلاح است، نه تولید هراس دائمی و نه تعلیق عقلانیت و نه خشونت به نام آخرالزمان. از این منظر، قرآن بیشتر «امید اخلاقی» می‌آفریند تا «هراس آخرالزمانی».

جدول شماره 4 – مقایسه آخرالزمان‌گرایی‌ها با یکدیگر

ویژگی اصلیسنت
مسیحیت انجیلیجنگ نهایی و آرماگدون[26]
برخی قرائت‌های یهودینبرد قوم برگزیده 
اسلام شیعیعدالت + رشد عقل + گسترش علم
مدرنیته تکنولوژیکنجات از طریق فناوری

از منظر قرآن، چند خطر در سیاست آخرالزمانی قابل توجه است:

الف) تبدیل سیاست به جنگ مطلق خیر و شر

قرآن حتی در برابر دشمنان نیز عدالت را شرط می‌داند: وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا[27] .

ب) سیاست مبتنی بر ترس دائمی

فرعون در قرآن با ترس‌افکنی جامعه را کنترل می‌کند: إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا[28] .

ج) تقدیس جنگ

قرآن جنگ را وضعیتی اضطراری می‌داند، نه هویت دائمی: وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا[29] .

نتیجه آن که استنادات آخرالزمانی در اسلام سه لایه دارند:

1 – لایه قرآنی: عدالت نهایی، غلبه حق، مسئولیت اخلاقی، و اصلاح اجتماعی؛

2 –  قرائت های روایی نزدیک به رویکرد قرآنی بیان می دارند: آخرالزمان صرفاً عصر نابودی نیست؛ بلکه عصر: بلوغ تمدنی، گسترش عقل، جهانی‌شدن عدالت و ارتقای معرفت است.

3 – لایه روایی رایج در عرصه اسلام سیاسی: قرائت‌های روایی فاجعه‌محور، نشانه‌های فتنه، ظهور منجی، آشوب‌های تاریخی و تحولات پایان تاریخ.

پیوست [30]

قسمت دوم   الف : نتانیاهو و مساله آخر الزمان گرایی

مقدمه:

جنگ اسرائیل با مردم غزه و نیز دفاع دوم و سوم جمهوری اسلامی، در برابر اسرائیل و امریکا دقیقا از نمونه های جنگ های آخر الزمانی معاصر بود. کسانی از جمهوری اسلامی کاملا همین افکار را دنبال می کنند ولی بیش و پیش از آنان اسرائیل و سپس امریکای ترامپ نیز از همین آموزه ها متاثر است. به همین منظور در این نوشتار به نتانیاهو و ترامپ نیز می پردازیم.  

 بنامین نتانیاهو[31] و مسئله «آخرالزمان‌گرایی»

در سال‌های اخیر موضوع پژوهش‌های متعددی در حوزه‌های؛ الهیات سیاسی، صهیونیسم دینی، مطالعات امنیتی و تحلیل گفتمان سیاسی بوده است. بسیاری از پژوهشگران معتقدند در گفتمان نتانیاهو عناصر مهمی از:

تهدید وجودی، نبرد تمدنی، دوگانه خیر و شر و استفاده از نمادهای توراتی و تاریخی وجود دارد، هرچند درباره میزان «اعتقاد شخصی آخرالزمانی» او اختلاف نظر است.

۱. مفهوم آخرالزمان‌گرایی سیاسی

آخرالزمان‌گرایی سیاسی[32] به نوعی گفتمان گفته می‌شود که:

  1. جهان را در آستانه فروپاشی یا نبرد نهایی تصویر می‌کند،
  2. دشمن را تهدیدی مطلق و تمدنی معرفی می‌کند،
  3. و سیاست را به «جنگ بقا» تبدیل می‌نماید.

پژوهش‌های جدید درباره نتانیاهو نشان می‌دهند که او بارها جنگ غزه و تقابل با ایران را در قالب «تهدید موجودیتی» و «نبرد تمدنی» توصیف کرده است.

۲. «تهدید وجودی» در گفتمان نتانیاهو

یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان نتانیاهو، تصویر اسرائیل به‌عنوان کشوری در معرض نابودی است. در سخنرانی روز یادبود اسرائیل (2024)، نتانیاهو گفت:”این ما هستیم یا آن ها؛ اسرائیل یا هیولاهای حماس” و تأکید کرد که جنگ، «جنگی برای بقا» است.

پژوهش تحلیلی «امنیتی‌سازی گفتمان غزه» نیز نشان می‌دهد که نتانیاهو حماس، ایران و حزب‌الله را بخشی از یک «ائتلاف تمدنی شر» معرفی می‌کند و از زبان: «بربریت در برابر تمدن» و «نور در برابر تاریکی» استفاده می‌نماید.

۳. پیوند با صهیونیسم دینی و روایت‌های توراتی

جریان‌های صهیونیسم دینی در اسرائیل تشکیل دولت اسرائیل را بخشی از تحقق وعده‌های الهی و مقدمه عصر نجات می‌دانند. نتانیاهو هرچند مانند خاخام‌های آخرالزمان‌گرا سخن نمی‌گوید، اما بارها از: خروج بنی‌اسرائیل، داوود، موسی و روایت‌های توراتی برای تفسیر جنگ‌های امروز استفاده کرده است.

در سخنرانی عید پسح 2026، او جنگ با ایران را به «خروج جدید» تشبیه کرد و حملات اسرائیل را مشابه «ده بلای مصر» دانست.

۴. ائتلاف با مسیحیان انجیلی آخرالزمان‌گرا

یکی از مهم‌ترین ابعاد مسئله، رابطه نتانیاهو با مسیحیان انجیلی آمریکاست. بخش مهمی از جریان انجیلی آمریکا معتقد است: بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس، قدرت اسرائیل، و جنگ‌های خاورمیانه مقدمه تحقق پیشگویی‌های آخرالزمانی و «آرماگدون» است.  نتانیاهو رابطه نزدیکی با این جریان دارد و بارها آنان را «بهترین دوستان اسرائیل» نامیده است. تحلیلگران معتقدند او آگاهانه از زبان دینی برای تقویت این ائتلاف استفاده می‌کند.

جنگ به‌مثابه نبرد خیر و شر

در بسیاری از سخنرانی‌های نتانیاهو، جنگ صرفاً نزاع سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه جنگ تمدن و بربریت، نور و تاریکی، یا خیر و شر تصویر می‌شود.

این الگو از نظر جامعه‌شناسان دین، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گفتمان‌های آخرالزمانی است؛ زیرا:

  1. امکان مصالحه را کاهش می‌دهد،
  2. خشونت را اخلاقی می‌کند،
  3. و جنگ را «وظیفه مقدس» جلوه می‌دهد.

۶. استفاده از حافظه هولوکاست[33]

هولوکاست در گفتمان نتانیاهو نقش مرکزی دارد. او بارها تهدیدهای امروز را ادامه تهدید تاریخی علیه یهودیان معرفی کرده است. پژوهشگران این رویکرد را نوعی: «سیاست اضطرار دائمی»، یا «سیاست بقای تاریخی» می‌دانند.

دیدگاه‌های دانشگاهی درباره نتانیاهو

دیدگاه توضیح الهیاتی نتانیاهو متأثر از روایت‌های دینی و توراتی استامنیتی زبان آخرالزمانی ابزاری برای مشروعیت‌بخشی امنیتی است پوپولیستی بحران دائمی برای انسجام سیاسی استفاده می‌شود و جنگ به‌صورت نبرد تمدن‌ها تصویر می‌شود

بیشتر پژوهشگران معتقدند گفتمان او ترکیبی از: ملی‌گرایی امنیتی، حافظه تاریخی یهود و بهره‌گیری از نمادهای دینی است[34].

قسمت دوم ب : رفتار آخر الزمانی ترامپ

رفتار و گفتمان دونالد ترامپ[35] از سوی بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی، الهیات سیاسی و جامعه‌شناسان دین، دارای عناصر «آخرالزمان‌گرایانه» (Apocalypticism) یا «منجی‌گرایی سیاسی» توصیف شده است. منظور از این اصطلاح، لزوماً اعتقاد شخصی مستقیم به پایان جهان نیست؛ بلکه نوعی روایت سیاسی است که جهان را در آستانه نبرد نهایی خیر و شر، فروپاشی تمدنی یا نجات بزرگ تصویر می‌کند.

تحلیل گفتمان سیاسی ترامپ:

رفتار آخرالزمانی در سیاست به وضعیتی گفته می‌شود که یک رهبر یا جریان سیاسی، جهان را در آستانه «نبرد نهایی»، «فروپاشی بزرگ»، «نجات تمدن» یا «تقابل خیر و شر» تصویر می‌کند و از این تصویر برای بسیج سیاسی، مشروعیت‌بخشی یا ایجاد احساس اضطرار استفاده می‌کند. بسیاری از تحلیلگران علوم سیاسی، الهیات سیاسی و رسانه، از عناصر «آخرالزمان‌گرایانه» در گفتمان او سخن می گویند و این سخن نه لزوماً به معنای اعتقاد دقیق دینی، بلکه از آن به‌عنوان یک سبک سیاسی و روایی. استفاده می کند

ویژگی‌های رفتار آخرالزمانی در گفتمان ترامپ:

 تصویرسازی از جهان به‌عنوان صحنه نبرد نهایی

ترامپ مکرر آمریکا را در آستانه نابودی یا سقوط تمدنی توصیف کرده است: «آمریکا در حال نابودی است»، «اگر ما شکست بخوریم، کشور از بین می‌رود» و «نبرد نهایی برای نجات ملت».

دوگانه‌سازی شدید، ویژگی رایج گفتمان‌های آخرالزمانی است: خیر/شر، میهن‌پرستان/خائنان، نجات‌دهندگان/ویرانگران، تحلیلگران این الگو را نزدیک به «سیاست منجی‌گرایانه» می‌دانند.

مؤلفه‌های رفتار آخرالزمانی ترامپ

۱. دوگانه‌سازی خیر و شر

یکی از ویژگی‌های مهم گفتمان آخرالزمانی، تقسیم جهان به دو اردوگاه مطلق است: وطن‌پرستان / خائنان، مردم واقعی / نخبگان فاسد و خیر / شر و … . تحلیلگران rhetoric سیاسی ترامپ را مبتنی بر «بحران دائمی» و «تهدید موجودیتی» می‌دانند.

در سخنرانی معروف او در گردهمایی CPAC سال 2023، ترامپ از تعبیر:«Final Battle» (نبرد نهایی) استفاده کرد؛ اصطلاحی که بسیاری آن را دارای بار آخرالزمانی دانستند.

۲. منجی‌سازی سیاسی

بخشی از جریان‌های مسیحی انجیلی آمریکا، ترامپ را صرفاً یک سیاستمدار نمی‌بینند؛ بلکه او را «برگزیده الهی» یا ابزاری برای تحقق طرح الهی تلقی می‌کنند.

برای نمونه: ریک پری (وزیر انرژی سابق آمریکا) ترامپ را «Chosen One» توصیف کرد.

برخی رهبران انجیلی او را شبیه کوروش در عهد عتیق دانسته‌اند؛ یعنی حاکمی غیرمذهبی که مأمور اجرای اراده خداست.

 منجی‌سازی از رهبر: در بخشی از پایگاه اجتماعی ترامپ، او نه صرفاً یک سیاستمدار بلکه «نجات‌دهنده آمریکا» تصویر می‌شود. برخی جریان‌های مسیحی انجیلی در آمریکا حتی او را ابزاری الهی برای بازگرداندن عظمت آمریکا دانسته‌اند.

این نوع شخصیت‌سازی دارای مؤلفه‌های زیر است: مأموریت تاریخی، رسالت نجات‌بخش، فراتر رفتن از قواعد معمول سیاست و تقدس‌بخشی به رهبری

۳. پیوند با الهیات آخرالزمانی انجیلی

بخش مهمی از پایگاه اجتماعی ترامپ را مسیحیان انجیلی آخرالزمان‌گرا تشکیل می‌دهند. این جریان‌ها:

تحولات خاورمیانه را نشانه پایان زمان می‌دانند؛

بر نقش اسرائیل در پیشگویی‌های آخرالزمانی تأکید دارند؛

و جنگ‌های بزرگ را بخشی از تحقق نبرد نهایی تلقی می‌کنند.

خبرگزاری نیز در تحلیلی درباره جنگ ایران و آمریکا در 2026 نوشت که ترامپ و حامیان انجیلی‌اش از زبان دینی و نبرد خیر و شر برای بسیج سیاسی استفاده کرده‌اند.

4. استفاده از زبان بحران دائمی

رفتار آخرالزمانی معمولاً با تولید «احساس اضطرار دائمی» همراه است: مهاجرت = تهدید موجودیتی، رسانه‌ها = دشمن مردم، انتخابات = آخرین فرصت نجات و رقبای سیاسی = نابودکنندگان کشور! در این مدل، جامعه همواره در آستانه فاجعه معرفی می‌شود تا بسیج سیاسی حفظ گردد.

5. بحران‌سازی و ترس تمدنی

در گفتمان ترامپ، آمریکا مکرراً در آستانه: نابودی، سقوط تمدنی، فروپاشی هویتی و یا «دزدیده‌شدن کشور» تصویر می‌شود. این الگو یکی از شاخص‌های کلاسیک سیاست آخرالزمانی است. پژوهشگران معتقدند این سبک سیاسی: احساس اضطرار دائمی ایجاد می‌کند، هواداران را بسیج می‌کند و فضای قطبی شدید می‌سازد.

6. پیوند با جریان‌های مسیحیت انجیلی آخرالزمان‌گرا

بخشی از حامیان ترامپ در میان مسیحیان انجیلی آمریکا، دارای قرائت‌های آخرالزمانی هستند؛ به‌ویژه درباره: اسرائیل، جنگ‌های خاورمیانه، نبرد آرماگدون و بازگشت مسیح. برخی حمایت‌های شدید ترامپ از اسرائیل نیز در این بستر تفسیر شده است.

7. پیوند با نظریه‌های توطئه و QAnon

برخی جریان‌های حامی ترامپ مانند QAnon نیز ساختاری کاملاً آخرالزمانی دارند: نبرد مخفی خیر و شر، دشمنان شیطانی، منجی سیاسی و وعده «روز حساب» برای دشمنان.

مطالعات دانشگاهی درباره QAnon نشان داده‌اند که این جریان، ترامپ را رهبر نبرد نهایی علیه «شبکه شر» معرفی می‌کند.

جدول شماره 6 – دیدگاه‌های مختلف درباره ترامپ و آخرالزمان‌گرایی

دیدگاهتوضیح
الهیاتیترامپ واقعاً در چارچوب الهیات آخرالزمانی عمل می‌کند. ابزاری از زبان دینی برای بسیج سیاسی استفاده می‌کند
پوپولیستیاین صرفاً تکنیک پوپولیسم بحران‌محور است
جامعه‌شناختیمحصول اضطراب هویتی و شکاف اجتماعی آمریکاست

اکثر پژوهشگران علوم سیاسی بیشتر بر ترکیب: پوپولیسم، منجی‌گرایی، بحران‌سازی و قطبی‌سازی تأکید دارند.

۵. سیاست مبتنی بر ترس و فروپاشی

در گفتمان آخرالزمانی، آینده تاریک تصویر می‌شود، نهادهای رسمی بی‌اعتبار معرفی می‌شوند و «وضعیت استثنایی» دائمی ساخته می‌شود. این الگو می‌تواند به: قطبی‌سازی شدید، تضعیف اعتماد عمومی و رادیکال‌شدن هواداران منجر شود. ویژگی مهم در گفتمان ترامپ جهان در آستانه نابودی بسیار پررنگ دوگانه خیر و شر پررنگ منجی‌سازی در میان هواداران دیده می‌شود دشمن‌سازی فراگیر شدید بحران دائمی مداوم پیشگویی دینی مستقیم محدود دعوت به بازسازی عظمت گذشته بسیار پررنگ

تحلیل جامعه‌شناختی

رفتارهای آخرالزمانی معمولاً در شرایط زیر رشد می‌کنند:

نا امنی اقتصادی، بحران هویت، شکاف فرهنگی، بی‌اعتمادی به نخبگان و اضطراب ناشی از جهانی‌شدن. ترامپ توانست این اضطراب‌ها را به یک روایت سیاسی قدرتمند تبدیل کند[36].

جمع‌بندی

رفتار آخرالزمانی ترامپ را می‌توان ترکیبی از: پوپولیسم بحران‌محور، منجی‌گرایی سیاسی، قطبی‌سازی شدید، استفاده از ترس جمعی و بهره‌گیری از نمادهای دینی و تمدنی دانست.

این الگو فقط مختص ترامپ نیست و در دوره‌های بحران، در بسیاری از کشورها و جریان‌های سیاسی قابل مشاهده است[37].


[1] – Apocalypticism / Eschatology

[2]  – سوره اعراف، آیه 187

[3] – سوره آل عمران، آیه 175

[4]  – سوره رعد، آیه 11

[5]  – بسیاری از متفکران شیعه با «خشونت آخرالزمانی» مخالفت کرده‌اند.

[6]  – سوره قصص، آیه 5

[7]  – سوره توبه، آیه 33

[8]  – سوره رعد، آیه 11

[9]  – سوره مومنون، آیه 80

[10]  – سوره نحل، آیه ۹۰

[11] – سوره روم، آیه 41

[12]  – کشف المحجة لثمرة المهجة، جلد۱، صفحه۱۰۶

[13]  – الترمذي (2197)

[14]  – السلسلة الصحيحة، ١٨٨٧

[15]  – صحيح مسلم، الصفحة أو الرقم: 145

[16]  – برای مطالعه بیشتر به منابع روایی فراوان رجوع شود.

[17]  – برخی در توجیه پارادوکس روایات دسته اول و دسته دوم گفته اند عصر زمان ظهور با عصر وجود ناجی که معجزه رشد اتفاق می افتذ متفاوت است و این البته بر ابهامات و پارادوکس ها و نیز با سنت های الهی در مورد انسان و شدن او متفاوت است.  

[18] – الحلي، الشيخ عزّ الدين، مختصر بصائر الدّرجات – ط المطبعة الحيدرية، جلد : 1  صفحه : 117

[19] – إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات،  جلد۵ ، صفحه۱۱۲ 

[20]  – نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸

[21]  – سوره طه، آیه 114

[22]  – سوره زمر، آیه 9

[23]  – سوره توبه، آیه 33

[24]  – سوره احقاف، آیه ۳۵

[25]  – سوره حج، آیه ۴۷

[26]  – آرماگدون (یونانی باستان: Ἁρμαγεδών، لاتین: Armagedōn) که ریشه در هَرْ مَگیدو در عبری (הַר מְגִדּוֹ، در برخی ترجمه‌های فارسی عهدین: حارمجدون) دارد، نام محلی است که مطابق پیشگویی مکاشفه یوحنا در عهد جدید، سپاهیان برای حضور در نبردی در آخرالزمان آنجا گرد خواهند آمد. از این عبارت، برداشت‌های تحت‌اللفظی یا استعاری مختلفی شده‌است. آرماگدون همچنین به صورت عام به پایان جهان و اتفاقات آن نیز گفته می‌شود. مگیدو نام تلی در شمال اسرائیل است (Amateur Archaeologists Get the Dirt on the Past”, The New York Times)

[27]  – سوره مائده، آیه 8

[28]  – سوره قصص، آیه 4

[29]  – سوره انفال، آیه 61

[30] Benjamin Netanyahu assures Evangelicals: Christians are Israel’s best friends

Netanyahu casts Iran war as modern Exodus

Netanyahu’s 30-year obsession with Iran — Le Monde

تحلیل درباره دین و خشونت سیاسی در منازعه اسرائیل ـ فلسطین

[31]  – Benjamin Netanyahu

[32]  – Political Apocalypticism

[33]  – The Holocaust

[34]  – منابع و مآخذ

مقالات و تحلیل‌ها

From Humanitarian Crisis to Existential Threat: Netanyahu’s Discursive Securitization of Gaza

Netanyahu: It’s us or them – Israel or the Hamas monsters — Jerusalem Post

Netanyahu seeks evangelical support with religious allusions

Evangelicals and Israel: Theological Roots of a Political Alliance

[35]  – Donald Trump

[36]  – تحلیل قرآنی رفتار آخرالزمانی سیاسی

از منظر قرآن، چند خطر در چنین الگوهایی قابل طرح است:

۱. ترس‌افکنی دائمی، قرآن بارها با «ایجاد هراس برای سلطه» مخالفت می‌کند:«فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ»(آل عمران: 175)

۲. تقدیس رهبران، قرآن با تبدیل رهبران به چهره‌های مقدس و فراتر از نقد مخالفت می‌کند:«لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ»(نساء: 171)

۳. دوقطبی‌سازی افراطی، قرآن جامعه را پیچیده‌تر از تقسیم مطلق خیر و شر می‌بیند:«وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا»(مائده: 8)

۴. فساد ناشی از قدرت و ترس و تفرقه، فرعون در قرآن نمونه حکمرانی مبتنی بر ترس و دوپاره‌سازی جامعه است:«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا»(قصص: 4).

[37]  – منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر

کتاب‌ها و مقالات

Thomas Lecaque, The Apocalyptic Myth That Helps Explain Evangelical Support for Trump

Daniel G. Hummel, Tangled in Apocalyptic Thought

Reuters Analysis on Evangelicals and Trump’s Religious Framing of War

پژوهش دانشگاهی: The Gospel According to Q درباره ساختار آخرالزمانی QAnon

پژوهش: Rise of QAnon: A Mental Model of Good and Evil

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *